اتاق وانیای مامانی و بابایی
دخترکم ، محبوبم
اومدن شما اونقدر ناگهانی بود که فرصت نکرده بودیم اتاقت رو مرتب کنیم.
وقتی از خونه بابا جون اینا اومدیم خونه خودمون توی همون 2-3 روز باقی مونده به عید اتاقت رو مرتب کردیم.
چند تا از عکسهاشو میزارم تا اگه یه روزی از این خونه رفتیم یا اگه بعدا اتاقت تغییری کرد بدونی مامانی و بابایی چه قدر با عشق و علاقه اتاقت رو چیدن.
خب با اجازه وانیا جون وارد اتاقش میشیم

این استیکرها رو من و بابایی چند ساعت طول کشید تا بچسبونیم به در های کمد


اینم باکس هایی که زحمت ساختش رو عمو جون کشیدن
و یه سری از کتاب های دخترک نازم

و چند تا از عروسکهای عروسک خوشگلم


تخت و کمد عسل مامانی


اینم کفش های عشقم

و گیره ها و هد بند و تل های دختر خوشگل مامانی

جوراب ها و کلاه های عمر مامانی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اتاق وانیای مامانی و بابایی 

